


براي چشم هاي خاموشت بميرم![]()
كنار چشمه نوشت بميرم![]()
نمي خواهم در آغوشت بگيرم![]()
كه مي خواهم در آغوشت بميرم![]()

زندگي زيباست ، اما به شرط آمدن تو
دوست داشتن گران است اما به بهاي قدم هاي هميشه بهارت
نمي دانم...نمي دانم كدامين سحر با نسيم بهاريش پيغام آمدن تو را خواهد داد
نمي دانم...اما اين را مي دانم كه روزي خواهي آمد
با دستاني پر و لبخندي از جنس بلور
باشد كه اين آخرين نامه ام به تو اي منجي تنهايي
